Vanity

بخش 16 - کبر و ناز

Toggle stanza 1
یخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفت
1

یخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفت

ما را ز مویهٔ تو شود تلخ روزگار

Said snow in cold superior syllables to the mountain stream: ‘O babbler, I am weary of your meaningless uproar.

2

گستاخ می سرائی و بیباک میروی

هر سال شوخ دیده و آواره تر ز پار

You talk so impudently and you walk so saucily, and ever bolder are your gait and glances than before.

3

شایان دودمان کهستانیان نئی

خود را مگوی دخترک ابر کوهسار

You are not fit to be a member of our family; so never claim to be a creature whom the mountain bore.

4

گردنده و فتنده و غلطنده ئی بخاک

راه دگر بگیر و برو سوی مرغزار

You roam and roll and tumble like an urchin in the dust. Go to the felds and plains and let us hear of you no more.’

5

گفت آب جو چنین سخن دل شکن مگوی

بر خویشتن مناز و نهال منی مکار

The stream replied, ‘O do not speak such hurtful words to me. Do not be so proud and, what is more, do not be a boor.

6

من میروم که در خور این دودمان نیم

تو خویش را ز مهر درخشان نگاه دار

I go because the mountain household is too high for me; but you be careful lest the sun should melt you to the core.’

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

گر همچو عود جا دهدم یار در کنار

از دست او کنم بر او ناله های زار

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 245

عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار

ساقی به رویِ شاه ببین ماه و مِی بیار

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 246

ای خواجه، این همه که تو بر می‌دهی شمار

بادام تر و سه‌یکی و بهمان و باستار

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 59

هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

هر کس به لایق گهر خود گرفت یار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1116

دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

جان مست گلستان تو آن گاه خار خار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1117

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1118

آمد بهار خرم و آمد رسول یار

مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1121

فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل

کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 136

ای من غلام عشق که روزی هزار بار

بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 156

ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار

بیمار و دل‌فگار و جدا‌مانده از نگار

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 158

Sources

Persian text source: Ganjoor