Jalal and Hegel

بخش 10 - جلال و هگل

Poet: Allama Iqbal

Metre: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

Rhyme: انی

Poems with the same metre and rhyme: 11

Poetic form: Multi-stanza Poem

English translation: Hadi Husain
Toggle stanza 1
می گشودم شبی به ناخن فکر
1

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم المانی

One night I was engaged in teasing out the knots of Hegel’s philosophic thought;

2

آنکه اندیشه اش برهنه نمود

ابدی را ز کسوت آنی

Which tore the veil of transient, finite things, laying bare the infinite, the absolute;

3

پیش عرض خیال او گیتی

خجل آمد ز تنگ دامانی

And whose conception’s grand, imposing range made the world shrink into a tiny mote.

4

چون بدریای او فرو رفتم

کشتی عقل گشت طوفانی

When I plunged into that tempestuous sea, my mind became just like a storm-tossed boat.

5

خواب بر من دمید افسونی

چشم بستم ز باقی و فانی

But soon a spell lulled me to slumber and shut out the finite and the infinite.

6

نگه شوق تیز تر گردید

چهره بنمود پیر یزدانی

My inner vision sharpened, I observed an old man whose face was a godly sight:

7

آفتابی که از تجلی او

افق روم و شام نورانی

The man whose spirit’s glory, like the sun, has made the sky of Rum and Syria bright.

8

شعله اش در جهان تیره نهاد

به بیابان چراغ رهبانی

Whose flame in this benighted wilderness shines like a path-illuminating light;

9

معنی از حرف او همی روید

صفت لاله های نعمانی

From whose words meanings grow spontaneously like tulips riotously breaking out.

10

گفت با من چه خفته ئی برخیز

به سرابی سفینه می رانی؟

‘You sleep’, said he. ‘Awake, awake: To ply a boat in a mirage is folly’s height.

11

«به خرد راه عشق می پوئی؟

به چراغ آفتاب می جوئی؟»

You’re bidding wisdom guide you on love’s path! You’re looking for the sun by candle-light!’

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3142

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3148

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3160

خامشی ناطقی مگر جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3161

یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی

سابِق‌الحُسنُ ما لَهُ ثانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3229

یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کرده‌ام

(خداوندگار) فرمود که:

RumiFihi Ma Fihiفصل سوم

بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی

حاکمی گر به قهر می‌رانی

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 610

ناخوش‌آوازی به بانگِ بلند قرآن همی‌خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت: از بهرِ خدا می‌خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی

SaadiGolestanباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 14

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید

زلف را تاب داد چندانی

که نه عقلی گذاشت نه جانی

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 798

Sources

Persian text source: Ganjoor