آڈیوز
صداکار عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 2604آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
غزل شمارهٔ 2605ای باغ همیدانی کز باد کی رقصانی
Garden, do you know in whose wind you are dancing? You are pregnant with fruit, intoxicated with the rose bower.
غزل شمارهٔ 2606مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی
غزل شمارهٔ 2607آن ماه همیتابد بر چرخ و زمین یا نی
غزل شمارهٔ 2608افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
غزل شمارهٔ 2609در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی
غزل شمارهٔ 2610چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی
غزل شمارهٔ 2611جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی
غزل شمارهٔ 2612در کوی کی میگردی ای خواجه چه میخواهی
غزل شمارهٔ 2613ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
How happy the day when you return from the road and shine in the window of the soul like the moon from above!
غزل شمارهٔ 2614ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
غزل شمارهٔ 2615هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی
غزل شمارهٔ 2616من نیت آن کردم تا باشم سودایی
غزل شمارهٔ 2617عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی
غزل شمارهٔ 2618جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
غزل شمارهٔ 2619گل گفت مرا نرمی از خار چه میجویی
غزل شمارهٔ 2620ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
غزل شمارهٔ 2621از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
غزل شمارهٔ 2622ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟
غزل شمارهٔ 2623ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
غزل شمارهٔ 2624برخیز که جان است و جهان است و جوانی
غزل شمارهٔ 2625گر علم خرابات تو را همنفسستی
If the knowledge of the tavern were your intimate companion, this [formal] knowledge and science would be mere wind and caprice in your eyes;
غزل شمارهٔ 2626ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
غزل شمارهٔ 2627عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
Become a lover, become a lover and bid groaning be gone; you are after all a king’s son, how long will you be a prisoner?
غزل شمارهٔ 2628هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
غزل شمارهٔ 2629ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
غزل شمارهٔ 2630یا ساقی شرف بشراباتک زندی
غزل شمارهٔ 2631تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
غزل شمارهٔ 2632ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
غزل شمارهٔ 2633در خانه خود یافتم از شاه نشانی
I found in my house a token of the king, a ring of ruby and a belt particular of the mine.
غزل شمارهٔ 2634امروز در این شهر نفیر است و فغانی
غزل شمارهٔ 2635امروز سماع است و مدام است و سقایی
غزل شمارهٔ 2636ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
غزل شمارهٔ 2637امروز سماع است و شراب است و صراحی
غزل شمارهٔ 2638ای آنک به دلها ز حسد خار خلیدی
غزل شمارهٔ 2639برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
غزل شمارهٔ 2640مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
غزل شمارهٔ 2641گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
I grant that you do not see the face of that Chinese girl; do you not see the moving of this veil proceeds from her moving?
غزل شمارهٔ 2642زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
غزل شمارهٔ 2643ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی
غزل شمارهٔ 2644یک روز مرا بر لب خود میر نکردی
غزل شمارهٔ 2645بخوردم از کف دلبر شرابی
غزل شمارهٔ 2646چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی
غزل شمارهٔ 2647دلا چون واقف اسرار گشتی
Heart, since you have become understanding of the mysteries, you have become useless for all other employments.

