آڈیوز
صداکار عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 501امشب از چشم و مغز خواب گریخت
غزل شمارهٔ 502اندرآ عیش بیتو شادان نیست
غزل شمارهٔ 503بر شکرت جمع مگسها چراست؟
غزل شمارهٔ 504خیز که امروز جهان آن ماست
غزل شمارهٔ 505پیشتر آ روی تو جز نور نیست
غزل شمارهٔ 506کار من اینست که کاریم نیست
غزل شمارهٔ 507کیست که او بنده رای تو نیست
غزل شمارهٔ 508شیر خدا بند گسستن گرفت
غزل شمارهٔ 509مرغ دلم باز پریدن گرفت
The bird of my heart has again begun to flutter, the parrot of my soul has begun to chew sugar.
غزل شمارهٔ 510باز به بط گفت که «صحرا خوشست»
غزل شمارهٔ 511همچو گل سرخ برو دست دست
غزل شمارهٔ 512صبر مرا آینه بیماریست
غزل شمارهٔ 513کیست در این شهر که او مست نیست
غزل شمارهٔ 514قصد سرم داری خنجر به مشت
غزل شمارهٔ 515خانه دل باز کبوتر گرفت
غزل شمارهٔ 516بازرسیدیم ز میخانه مست
غزل شمارهٔ 517ای ز بگه خاسته سر مست مست
غزل شمارهٔ 518نفسی بهوی الحبیب فارت
غزل شمارهٔ 519ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
غزل شمارهٔ 520ای مبارک ز تو صبوح و صباح
غزل شمارهٔ 521یا راهبا انظر الی مصباح
غزل شمارهٔ 522ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
غزل شمارهٔ 523ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
غزل شمارهٔ 524بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
The hour is late, the hour is late, the sun has gone down into the well, the sun of the soul of lovers has entered the seclusion of God.
غزل شمارهٔ 525بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
غزل شمارهٔ 526ای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شد
Fair ones, fair ones, a fair one has gone mad; his bowl has fallen from our roof, he has gone to the madhouse.
غزل شمارهٔ 527گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
غزل شمارهٔ 528آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند
Who is that, who is that who makes the breast sorrowful, then when you make complaint before Him, He turns your bitter sweet?
غزل شمارهٔ 529خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
غزل شمارهٔ 530امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد
غزل شمارهٔ 531صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟
غزل شمارهٔ 532مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند
Advice from anyone is never of profit to lovers; love is not the kind of torrent that anyone can dam up.
غزل شمارهٔ 533رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
غزل شمارهٔ 534رو آن ربابی را بگو مستان سلامت میکنند
غزل شمارهٔ 535سودای تو در جوی جان چون آب حیوان میرود
غزل شمارهٔ 536آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
The springtide of lovers has come, that this dust bowl may become a garden; the proclamation of heaven has come, that the bird of the soul may rise in flight.
غزل شمارهٔ 537کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
غزل شمارهٔ 538گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
غزل شمارهٔ 539مستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ 540مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ 541صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود
غزل شمارهٔ 542بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
غزل شمارهٔ 543یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خود
My Beloved leaves me not so much as to scratch my own head; it is the body of my Beloved that presses me in its breast.

