غزل شمارهٔ 47

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
1
می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را
می‌کند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را
2
سرو از قمری به سر صد مشتِ خاکستر فشاند
تا به سنبل راه‌ دادی شانهٔ شمشاد را
3
این گلِ روی عرقناکی که من دیدم ازو
دستهٔ گل می‌کند آیینهٔ فولاد را
4
چرخ را آرامگاهِ عافیت پنداشتم
آشیان کردم تصّور، خانهٔ صیاد را
5
گر‌چه بی رحم است اما بی‌بصیرت نیست حسن
نعلِ گلگون می‌نماید تیشهٔ فرهاد را
6
باز صائب عندلیبان را به شور آورده‌ای
بر هم‌آوازانِ خود مپسند این بیداد را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور