غزل شمارهٔ 6256

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
1

ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان

گوی چوگان خم زلف تو سیمین ذقنان

2

شمع فانوس خیالند ز بی آرامی

همه شب ز آتش سودای تو گل پیرهنان

3

هر کجا هست بتی، سنگ فلاخن سازند

گر ببینند گل روی ترا برهمنان

4

روی خندان تو تا انجمن آرا گردید

خنده شد گوشه نشین در لب شیرین دهنان

5

دست و تیغ تو مریزاد، که از پرتو او

شد چراغان جگر خاک ز خونین کفنان

6

تا قیامت نتوانست گرفتن خود را

هر که لغزید ز نظاره سیمین بدنان

7

شانه را دست شد از بی ادبی خشک اینجا

منه انگشت به گفتار پریشان سخنان

8

در همه روی زمین می شود انگشت نما

هر که چون می به تمامی شود از خودشکنان

9

غوطه در زهر چو طوطی خورد از دیده شور

هر که صائب شود از جمله شیرین سخنان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور