غزل شمارهٔ 6256
شاعر: صائب
Toggle stanza 1ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
11
ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
گوی چوگان خم زلف تو سیمین ذقنان
22
شمع فانوس خیالند ز بی آرامی
همه شب ز آتش سودای تو گل پیرهنان
33
هر کجا هست بتی، سنگ فلاخن سازند
گر ببینند گل روی ترا برهمنان
44
روی خندان تو تا انجمن آرا گردید
خنده شد گوشه نشین در لب شیرین دهنان
55
دست و تیغ تو مریزاد، که از پرتو او
شد چراغان جگر خاک ز خونین کفنان
66
تا قیامت نتوانست گرفتن خود را
هر که لغزید ز نظاره سیمین بدنان
77
شانه را دست شد از بی ادبی خشک اینجا
منه انگشت به گفتار پریشان سخنان
88
در همه روی زمین می شود انگشت نما
هر که چون می به تمامی شود از خودشکنان
99
غوطه در زهر چو طوطی خورد از دیده شور
هر که صائب شود از جمله شیرین سخنان
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

