غزل شمارهٔ 6256
Poet: Saib
Toggle stanza 1ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
گوی چوگان خم زلف تو سیمین ذقنان
شمع فانوس خیالند ز بی آرامی
همه شب ز آتش سودای تو گل پیرهنان
هر کجا هست بتی، سنگ فلاخن سازند
گر ببینند گل روی ترا برهمنان
روی خندان تو تا انجمن آرا گردید
خنده شد گوشه نشین در لب شیرین دهنان
دست و تیغ تو مریزاد، که از پرتو او
شد چراغان جگر خاک ز خونین کفنان
تا قیامت نتوانست گرفتن خود را
هر که لغزید ز نظاره سیمین بدنان
شانه را دست شد از بی ادبی خشک اینجا
منه انگشت به گفتار پریشان سخنان
در همه روی زمین می شود انگشت نما
هر که چون می به تمامی شود از خودشکنان
غوطه در زهر چو طوطی خورد از دیده شور
هر که صائب شود از جمله شیرین سخنان
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان
تلخکام از لب میگون تو شیرین دهنان
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 728
شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنان
که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 387
نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
گوش را تنگ شکرساز ازین خوش سخنان
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6257
Sources
Persian text source: Ganjoor

