Toggle stanza 1
آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
1

آب شد بس که در آتشکده دل پیکان

دل مجنون مرا گشت سلاسل پیکان

2

صحبت راست روان بال و پر توفیق است

که ز آمیزش تیرست سبکدل پیکان

3

نرسد بال و پر سعی به بی تابی دل

می رسد پیشتر از تیر به منزل پیکان

4

نیست آرام به یک جای دل آزاران را

که بود در تن زخمی متزلزل پیکان

5

طمع روی دل از سخت کمانی دارم

که به عشاق دهد در عوض دل پیکان

6

در دل از سختی ایام گرههاست مرا

که از آنهاست کمین عقده مشکل پیکان

7

از زمین چون هدف آغوش گشا می خیزند

اهل دل را اگر آید ز مقابل پیکان

8

نگذرد چون سخن سخت ز من راست چو تیر؟

که مرا گشت ز سختی گره دل پیکان

9

جوهر از بیضه فولاد برون می آرد

ساده لوحی که مرا می کشد از دل پیکان

10

آسمان سیر شد از عشق، دل ما صائب

پر برآرد ز سبکدستی قاتل پیکان

Sources

Persian text source: Ganjoor