غزل شمارهٔ 6255
Toggle stanza 1آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
11
آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
دل مجنون مرا گشت سلاسل پیکان
22
صحبت راست روان بال و پر توفیق است
که ز آمیزش تیرست سبکدل پیکان
33
نرسد بال و پر سعی به بی تابی دل
می رسد پیشتر از تیر به منزل پیکان
44
نیست آرام به یک جای دل آزاران را
که بود در تن زخمی متزلزل پیکان
55
طمع روی دل از سخت کمانی دارم
که به عشاق دهد در عوض دل پیکان
66
در دل از سختی ایام گرههاست مرا
که از آنهاست کمین عقده مشکل پیکان
77
از زمین چون هدف آغوش گشا می خیزند
اهل دل را اگر آید ز مقابل پیکان
88
نگذرد چون سخن سخت ز من راست چو تیر؟
که مرا گشت ز سختی گره دل پیکان
99
جوهر از بیضه فولاد برون می آرد
ساده لوحی که مرا می کشد از دل پیکان
1010
آسمان سیر شد از عشق، دل ما صائب
پر برآرد ز سبکدستی قاتل پیکان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

