غزل شمارهٔ 2246

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تا نافه زلف مجلس آراست
1

تا نافه زلف مجلس آراست

آهوی حواس، دشت پیماست

2

چشم تو شرابخانه دل

ابروی تو قبله تماشاست

3

قفل دل زنگ بسته ما

موقوف کلید بال عنقاست

4

اندیشه رزق، تنگ چشمی است

تا خرمن نه سپهر برجاست

5

از زیر سایه خیمه چرخ

مجنون مرا هوای صحراست

6

این دایره های آتشین سیر

سرگشته نقطه سویداست

7

نقشی به مراد اگر نشیند

بازی نخوری که آن نه از ماست:

8

کز پرتو دست جامه پیرا

سوزن در کار خویش بیناست

9

گر روی جهان ز ما بگردد

غم نیست چو روی عشق با ماست

10

سودای چنین که یاد دارد؟

جان باخته ایم و صرفه با ماست

11

هر فیض که می رسد به صائب

از روح پر از فتوح ملاست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاست دل من و هم آنجاست

کان کج کله بلند بالاست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 175

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 364

می‌دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 365

دود دل ما نشان سوداست

وان دود که از دلست پیداست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 366

گر جام سپهر، زهر‌پیماست

آن در لب عاشقان چو حلواست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 371

ای از کرم تو کار ما راست

هر جای که خرمی‌ست ما راست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 382

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحرا‌ست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 44

خوش می‌رود این پسر که برخاست

سرویست چنین که می‌رود راست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 45

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 28

شوری ز شرابخانه برخاست

برخاست غریوی از چپ و راست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور