غزل شمارهٔ 382

Toggle stanza 1
ای از کرم تو کار ما راست
1
ای از کرم تو کار ما راست
هر جای که خرمی‌ست ما راست
2
عاشق به جهان چه غصه دارد‌؟
تا جام شراب وصل برجاست
3
هر باد چغانه‌ای گرفته
کاو منتظر اشارت ماست
4
هر آب چو پرده‌دار گشته
اندر پس پرده طرفه بت‌هاست
5
هر بلبل مست بر نهالی
مانندهٔ راح ِ روح‌افزا‌ست
6
بسیار مگو که وقت آش است
چون گرسنگی قوم شش تاست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاست دل من و هم آنجاست

کان کج کله بلند بالاست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 175

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحرا‌ست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 44

خوش می‌رود این پسر که برخاست

سرویست چنین که می‌رود راست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 45

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 28

تا نافه زلف مجلس آراست

آهوی حواس، دشت پیماست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2246

شوری ز شرابخانه برخاست

برخاست غریوی از چپ و راست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

از میکده تا چه شور برخاست؟

کاندر همه شهر شور و غوغاست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 364

می‌دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 365

دود دل ما نشان سوداست

وان دود که از دلست پیداست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 366

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور