غزل شمارهٔ 3184

Toggle stanza 1
کسی کو را بود خلق خدایی
1

کسی کو را بود خلق خدایی

ازو یابند جانهای بقایی

2

به روزی پنج نوبت بر در او

همی کوبند کوس کبریایی

3

اگر افتد بدین سو بانگ آن کوس

بیابند جملگان از خود رهایی

4

زمین خود کی تواند بند کردن

هر آنکس را که روحش شد سمایی؟!

5

عنایت چون ز یزدان برتو باشد

چه غم گر تو به طاعت کمتر آیی؟!

6

در آن منزل چه طاعت پای دارد؟!

که جان بخشت کند از دلربایی

7

به جای راستی و صدق گیرند

خیانتها که کردی یا دغایی

8

اگر تو از دل و جان دوستداری

کسی کو گوهرش نبود بهایی

9

خداوند خداوندان اسرار

همایان را همی بخشد همایی

10

ترا گردید رویش رزق باشد

به صد لابه بهشت اندر نیایی

11

قرار جان شمس‌الدین تبریز

که جانم را مباد از وی جدایی

12

جدایی تن مرا خود بند کردست

هم از وی چشم می‌دارم رهایی

13

که دست جان او چندان درازست

که عقل کل کند یاوه کیایی

14

هزاران شکر ایزد را که جانم

به عشق چشم او دارد روایی

15

فحمدا ثم حمدا ثم حمدا

بما اروانی خلاق السماء

16

من‌النور الممدد کل نور

من‌الکنز المکنز فی الخفاء

17

وآتاهم من‌الاسرار فضلا

و نجاهم بها کل البلاء

18

و احیاهم بروح عاشقی

طلیق من هجومات الوباء

19

طلب منی بشیرالوصل یوما

قباء الروح انزعت قبایی

20

لقیت من فضایلهم مرادا

و اوصافا تجلت بالبهاء

21

وجاد الصدر شمس‌الدین یوما

حیوتیا دوامیا جزایی

22

رایت البخت یسجدنی اذاما

تکرم سیدی بالالبهاء

23

وآتانی علامته بعشق

دوام سرمدی فی بقایی

24

علمت بابتداء حال عشقی

تمامة دولة فی الانتهاء

25

فلا اخلالة ظلا علینا

فذاک جمیع طمعی وارنجایی

26

فحاشا بل عنایته بحور

غریق منه بغیی وابتغائی

27

معانی روحنا ماء زلال

و بالا لفاظ ما زج بالدماء

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 35

تو با این لطف طبع و دل‌ربایی

چنین سنگین‌دل و سرکش چرایی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 502

گرم راحت رسانی ور گزایی

محبت بر محبت می‌فزایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 507

خداوندان نعمت را کرم هست

ولیکن صبر به بر بینوایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 194

طبیبی را حکایت کرد پیری

که می‌گردد سرم چون آسیایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 195

مکن ای بی وفا ناآشنایی

در آتش سوخت گل از بی وفایی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6971

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 293

سحرگه بر در راحت سرایی

گذر کردم شنیدم مرحبایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 297

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور