رباعیها
عرفی
رباعی شمارهٔ 51ای عشق که مدح تو همین عشق بس است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 52عرفی گله سر مکن که جای گله نیست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 53از وصل نهان ما که غماز نیافت
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 54هر کس که سرش نه در گریبان فناست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 55عرفی منم آن که دوزخم تبشکن است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 56عرفی منم آن که کوششم بی اثر است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 57دستی دارم که در گریبان غم است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 58از گریهٔ گرم دیده آتشناک است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 59ای آن که برت سفال و یاقوت یکی است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 60ای شوق لبت ز صبر من برده ثبات
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 61ای کعبه رو این طرف که بی سازی نیست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 62آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 63حسن آن باغی که خلد ازو بی رنگ است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 64دل دشمن شادی ست و در کار غم است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 65با معصیتم که کرده ای امن کنشت
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 66ای آن که رهت به بزم مقصودی نیست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 67عرفی دل ما بسی پریشان نظر است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 68صحرای هوس خار تمنا خیز است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 69دل در هوس وصل تسلی طلب است
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 70مستوری دل طلب که مستی این جاست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 71آن شور که این مفرد و این وافی چیست
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 72ای مهر تو هیچ وکین دشمن هم هیچ
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 73از عشق شراب نیستی جوید روح
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 74فردا که معاملان هر فن طلبند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 75ایوب به صبر خویشتن می نازد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 76آن کس که عنان تافت ز ما گمره شد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 77عرفی که قدم در دهن تیشه نهد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 78عرفی که به هرزه گردیم خو می داد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 79در دیدهٔ هجر خواب پژمرده شود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 80عشق آمد و گوید که زبان بگشایند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 81شوخی که ز خنده چشمهٔ نوش شود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 82رفتم به جنازهٔ یک تن که فسرد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 83جمعی به درت گریه و آه آوردند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 84در باغ دلم که روضه نعتش گوید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 85از خامشی ام جان به سخن می سوزد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 86عشق تو خرابات نشین می باشد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 87دردا که اجل رسید و درمان نرسید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 88از زهر ستیزه خوی او می شویند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 89وقت است که یاران به گلستان ریزند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 90در سردی یخ بند که لرزد خورشید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 91شاهی که فلک هم گهر او نشود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 92عرفی دل و طبع تو ستمگار مباد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 93آن کس که ز راه نفسم بسته کند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 94شاها نفسم باغ ثنا خواهد شد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 95ای ملک غمت هر چه فرازست و فرود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 96جمعی ز کتاب سخنت می جویند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 97عشق آمد و از مژدهٔ غم شادم کرد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 98عرفی دل ما کیش دگرگون نکند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 99عرفی چه خروشی که فلان گمره شد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 100مردیم که آه ما دل شب نگزد
2 اشعار

