رباعیها
عرفی
رباعی شمارهٔ 101آنم که تنم همیشه از جان به بود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 102دیدم جایی که فتح باب آنجا بود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 103آن کس که لوای عشق بر دوش آید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 104ای عیش به آلایشت آمیخته اند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 105بر ساغر من که عشق از او نشأه برد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 106رفتم به حرم که درد ایمان دانند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 107گر سنگ ملامت به دلم نستیزد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 108تا رنگ من از شراب رهبان کردند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 109رخسار تو باغ را سراسیمه کند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 110زین گونه که دل به عقل زشتم طلبد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 111گیرم که تو را شوخی آتش باشد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 112چون عشق به کام مشتری کار کند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 113عرفی همه بود رنگ، بی گفت و شنید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 114تا کی برت اظهار عدم نتوان کرد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 115ای آن که ز درد رسته ای، شرمت باد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 116در علم و عمل چو ذوفنون آید مرد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 117ای آهوی فتنه سنبلت را به کمند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 118ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 119گر دل بردم عشوه نمایی چه شود
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 120خوش آن که شراب همتم مست کند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 121عرفی نه مرا حاصل کان می باید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 122عرفی لب معنی ام دم از نور زند
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 123توفیق گذشته گر به ما باز آید
2 اشعار
رباعی شمارهٔ 124بی یاد لب تو خضر دل مرده شود
2 اشعار

