رباعی شمارهٔ 111
Toggle stanza 1گیرم که تو را شوخی آتش باشد
11
گیرم که تو را شوخی آتش باشد
با نقش و نگار عالمت خوش باشد
22
گر معنی هر نقش نیابی، باشی
آن مرده که در قبر منقش باشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد
بدبخت چو خار تیز و سرکش باشد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 589
دشنام که از لب تو مهوش باشد
چون لعل بود که اصلش آتش باشد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 690
دیوار چه حاجت که مُنقَّش باشد
یا عود و شکر بر سر آتش باشد؟
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 17
دشنام که از لب تو مهوش باشد
دری شمرم کش اصل از آتش باشد
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 145
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

