رباعی شمارهٔ 90

شاعر: عرفی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 31

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
در سردی یخ بند که لرزد خورشید
1

در سردی یخ بند که لرزد خورشید

خون بسته شود چون بقم در رگ بید

2

گل دسته ای از دود شرر بسته شود

کاندر کف روزگار ماند جاوید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

المنة لله که نه شیخم نه مرید

نی طالب علم و نه مدرس نه معید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 34

احمد که اجل به قتل او تیغ کشید

وز دهر بجز زهر شهادت نچشید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 36

بر روی زمین به تازگی سبزه دمید

بر صفحه خاک شد خط سبز پدید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 38

عمری دل من ز شوق یعقوب تپید

یعقوب برفت و روی یعقوب ندید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 41

از چرخ به هر گونه همی دار امید

وز گردش روزگار می‌لرز چو بید

حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 17

تا زُهره و مَهْ در آسمان گشته پدید،

بهتر ز میِ ناب کسی هیچ ندید

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 110

تا زُهْره و مَه در آسمان گشت پدید

بهتر ز میِ ناب کسی هیچ ندید

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 73

آن را که خدای ناف بر عشق برید

او داند ناله‌های عشاق شنید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 473

از شربت سودای تو هر جان که مزید

زآن آب حیات در مزید است مزید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 521

ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید

ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 558

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور