Toggle stanza 1
تا زُهره و مَهْ در آسمان گشته پدید،
1

تا زُهره و مَهْ در آسمان گشته پدید،

بهتر ز میِ ناب کسی هیچ ندید

2

من در عجبم ز می‌فروشان، کایشان

زین بِهْ که فروشند، چه خواهند‌ خرید؟!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

المنة لله که نه شیخم نه مرید

نی طالب علم و نه مدرس نه معید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 34

احمد که اجل به قتل او تیغ کشید

وز دهر بجز زهر شهادت نچشید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 36

بر روی زمین به تازگی سبزه دمید

بر صفحه خاک شد خط سبز پدید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 38

عمری دل من ز شوق یعقوب تپید

یعقوب برفت و روی یعقوب ندید

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 41

از چرخ به هر گونه همی دار امید

وز گردش روزگار می‌لرز چو بید

حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 17

آن را که خدای ناف بر عشق برید

او داند ناله‌های عشاق شنید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 473

از شربت سودای تو هر جان که مزید

زآن آب حیات در مزید است مزید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 521

ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید

ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 558

پرسید مهم که چشم تو مه را دید

گفتم که بدید و مه ز مه می‌پرسید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 580

تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید

از چنبر تن گذشت و بر قلب رسید

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 616

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور