غزل شمارهٔ 90
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1مگر زمانه اسیر کمند آه من است
11
مگر زمانه اسیر کمند آه من است
که باز بالش امید تکیه گاه من است
22
ز دیدن هوس، پاک بین شود چون عشق
دمی که حسن تو آلوده ی نگاه من است
33
صحیفه ای که نگردد به آب رحمت پاک
گمان برم که سیه نامه ی گناه من است
44
دو عالم از اثر شعله ی جمالت سوخت
به جر شعاع محبت که در پناه من است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 53
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1732
فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
سیاهی دل شب از دل سیاه من است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1733
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

