غزل شمارهٔ 1733
شاعر: صائب
Toggle stanza 1فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
11
فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
سیاهی دل شب از دل سیاه من است
22
ازان دلیر درین بحر می کنم جولان
که چون حباب سر من همان کلاه من است
33
همیشه گرد سر شمع می توانم گشت
غبار خاطر پروانه سد راه من است
44
تو سعی کن نشوی در حرم بیابان مرگ
وگرنه هر کمر مور شاهراه من است
55
چگونه مهر خموشی به لب زنم صائب؟
که تازیانه ارباب شوق، آه من است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 53
مگر زمانه اسیر کمند آه من است
که باز بالش امید تکیه گاه من است
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 90
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1732
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

