غزل شمارهٔ 69
شاعر: جامی
Toggle stanza 1منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
گواه صدق درین دعوی اشک و آه من است
حریم دیر مغان را گرفته خانقهم
خم شراب کهن پیر خانقاه من است
گرم ز مهر تو مانع نگشت موی سفید
عذار تو به خط سبز عذرخواه من است
خوش آنکه سرخوشت از دور دیدم و گفتم
اگر غلط نکنم سرو کج کلاه من است
مرا ز سایه دیوار خویش دور مکن
کز آفتاب حوادث همین پناه من است
مرا چه غم که جهان را سپاه غم گیرد
چو عشقت از همه غمها گریزگاه من است
چه مرد عشق توبودم اگر به تیغ جفا
بریخت غمزه تو خون من، گناه من است
چو از صفای ارادت زنم به عشق تو دم
ضمیر پاک و دل روشنت گواه من است
ز بوستان لطایف چو جامی آن چمنم
که وصف عارض و خطت گل وگیاه من است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 53
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1732
فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
سیاهی دل شب از دل سیاه من است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1733
مگر زمانه اسیر کمند آه من است
که باز بالش امید تکیه گاه من است
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 90
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

