غزل شمارهٔ 394

Toggle stanza 1
نگشت دامن گردی درین بیابان چاک
1

نگشت دامن گردی درین بیابان چاک

درون نتاخت سواری درین جهان چالاک

2

اگر مسیح وشی پای در رکاب کند

به مرگ بازنداریم دستش از فتراک

3

کجا رسیم درین تیره شب خدا داند

به یک دو گام فتادیم در هزار مغاک

4

به مسکنت بنشینیم تا قبول کنند

طفیلیان سر خوان خواجه لولاک

5

به فتوی خرد پارسا طلاق دهیم

اگر هزار ببخشند مهر دختر تاک

6

به گریه دیده ز آلودگی فرو شوییم

که پاک را نتوان دید جز به دیده پاک

7

فریب نغمه و ساغر خورم معاذالله

به قول مطرب و ساقی روم ز جا حاشاک

8

خلاف در سر ما طره تو آشفته

گنه ز جانب ما چهره تو آتشناک

9

چه تلخی است که در نشئه محبت ماست

که زهرخنده ات افعی و ماند از تریاک

10

ازین نشاط که در خاطری «نظیری » را

عجب نباشد اگر گل برویدش از خاک

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مراست از تب عشق تو جان آتشناک

حبیبی انت طبیبی ولا طبیب سواک

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295

به جوهر می رخشان که از زجاجه پاک

چراغ عیش فروزد درین سراچه خاک

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 545

اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک

از آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 299

هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک

گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 300

حلم شتر چنان که معلوم است اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر دره‌ای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلکه طمع زیادت کند.

کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 82

نه شبنم است چمن را به روی آتشناک

عرق زروی تو کرده است گل به دامن پاک

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5208

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 146

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 147

دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک

ز بیم آتش دوزخ چرا بود غمناک؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 148

گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک

زمینیان همه دامن کشند بر افلاک

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 149

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور