غزل شمارهٔ 300
Toggle stanza 1هزار دشمنم اَر میکنند قصدِ هلاک
If design for my destruction, thousands of enemies (Shaitans, intent upon leading one astray) make, If thou (O perfect murshid !) be my friend (and aider), of enemies, I have no fear.
Me, hope of union with Thee keepeth alive : If not, from separation from Thee a hundred ways, fear of destruction is mine.
Breath (by) breath, if, from the breeze, Thy perfume, I perceive not, Time (after) time, rent like the rose my collar I make.
On account of Thy image, go to sleep my two eyes never ! In separation from Thee, patient was my heart, 'God forbid !
If a wound, Thou strike, ('tis) better than the plaister of another : If poison Thou give, better than the antidote of another.
My slaughter, by the blow of Thy sword is everlasting life : For, verily happy is my soul in this that it is a sacrifice for Thee.
The rein, turn not. For if me, Thou strike with the sword, My head, the shield I make ; from the saddle-strap (to bind me as game), Thy hand I keep not back.
Thee, as Thou art, how may every vision see ? To the extent of his vision, every one understandeth.
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مراست از تب عشق تو جان آتشناک
حبیبی انت طبیبی ولا طبیب سواک
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295
به جوهر می رخشان که از زجاجه پاک
چراغ عیش فروزد درین سراچه خاک
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 545
حلم شتر چنان که معلوم است اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر درهای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلکه طمع زیادت کند.
کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 82
نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
عرق زروی تو کرده است گل به دامن پاک
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5208
بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 146
بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 147
دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
ز بیم آتش دوزخ چرا بود غمناک؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 148
گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
زمینیان همه دامن کشند بر افلاک
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 149
نگشت دامن گردی درین بیابان چاک
درون نتاخت سواری درین جهان چالاک
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 394
اگر شراب خوری جُرعهای فشان بر خاک
از آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 299
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

