غزل شمارهٔ 278
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1غم گرد فراق دید از دور
11
غم گرد فراق دید از دور
آویخت دگر به جان رنجور
22
از عشرت ناقص زمانه
کوتاه عمل ترم ز مخمور
33
رخساره خوش دلی نه بینم
دل شد ز فراق چشم بی نور
44
تقصیر نشد به گریه پنهان
در آب نشد دفینه مستور
55
زخم جگرم که می زنم جوش
کان نمکی که می کنی شور
66
کوته نشود به خامشی حرف
مرهم چه کند به زخم ناسور
77
آنجا که شراب شوق دادند
ته جرعه ز من گرفت منصور
88
بویی ز نشاط ما ندارد
آب و گل صدهزار فغفور
99
مشکل حالی و طرفه کاری
خود شاهد و خود نشسته مهجور
1010
کار تو همه به دل موافق
از نیکویی تو چشم بد دور
1111
زود از تو غنی شود «نظیری »
درویش یکی و شهر معمور
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

