Toggle stanza 1
چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار
1

چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار

هر که را زلف و رخ اعجازست با افسون چه کار

2

از عتاب و لطف می نالند مشتاقان دوست

بلبلان را با نوا کارست با مضمون چه کار

3

در عجایب های طور عشق حکمت ها گم است

عقل را با مصلحت اندیشی مجنون چه کار

4

کار ما با گردش طاس است و نقش کعبتین

با حساب انجم و کج بازی گردون چه کار

5

دولت وارستگی هرگه نماید رو خوشست

عشق را با وقت خوب و ساعت میمون چه کار

6

در بیابانی که خوبانند، رهزن رهبرست

ره روان شوق را با دجله های خون چه کار

7

سادگی های «نظیری » دست صد تدبیر بست

عشق چون دکان فرو چیند به افلاطون چه کار

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور