غزل شمارهٔ 278

Toggle stanza 1
غم گرد فراق دید از دور
1

غم گرد فراق دید از دور

آویخت دگر به جان رنجور

2

از عشرت ناقص زمانه

کوتاه عمل ترم ز مخمور

3

رخساره خوش دلی نه بینم

دل شد ز فراق چشم بی نور

4

تقصیر نشد به گریه پنهان

در آب نشد دفینه مستور

5

زخم جگرم که می زنم جوش

کان نمکی که می کنی شور

6

کوته نشود به خامشی حرف

مرهم چه کند به زخم ناسور

7

آنجا که شراب شوق دادند

ته جرعه ز من گرفت منصور

8

بویی ز نشاط ما ندارد

آب و گل صدهزار فغفور

9

مشکل حالی و طرفه کاری

خود شاهد و خود نشسته مهجور

10

کار تو همه به دل موافق

از نیکویی تو چشم بد دور

11

زود از تو غنی شود «نظیری »

درویش یکی و شهر معمور

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor