Toggle stanza 1
آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را
1

آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را

جوید برای خفتن خود خوابگاه را

2

از عین اعتبار ببینم به گلرخت

زیرا قیاس نیست درازی راه را

3

ای سرفراز، تیغ اجل در قفا رسید

سر راست دار، کج چه نهادی کلاه را

4

مردم همه نگون شده جستند زیر خاک

قامت ازان نکوست سپهر دو تاه را

5

چون رستن گیاه ز خونهای مردم است

من خون دهم ز مردم دیده گیاه را

6

من ماه را طلوع نخواهم به خاک، از آنک

گم کرده ام به خاک رخی همچو ماه را

7

خسرو چو بخت خویش جهان را کند سیاه

راه ار برون دهد ز جگر دود آه را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن روی بین که حسن بپوشید ماه را

وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

از باده چون کند عرق آلود ماه را

در چشم آفتاب بسوزد نگاه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 733

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 734

طاعت کند سرشک ندامت گناه را

ریزش سفید می کند ابر سیاه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 735

رفتم ز راه دل خس و خار گناه را

کردم به آه همچو کف دست راه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 736

تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را

صد منت است بر دل عاشق گناه را

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 21

نور تو وانمود سپید و سیاه را

دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 40

هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 43

از چاه غبغبش به درآورده ماه را

بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 44

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور