قصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

Toggle stanza 1
آن روی بین که حسن بپوشید ماه را
1
آن روی بین که حسن بپوشید ماه را
وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را
2
من سرو را قبا نشنیدم دگر که بست
بر فرق آفتاب ندیدم کلاه را
3
گر صورتی چنین به قیامت برآورند
فاسق هزار عذر بگوید گناه را
4
یوسف شنیده‌ای که به چاهی اسیر ماند
این یوسفیست بر زنخ آورده چاه را
5
با دوستان خویش نگه می‌کند چنانک
سلطان نگه کند به تکبر سپاه را
6
در هر قدم که می‌نهد آن سرو راستین
حیف است اگر به دیده نروبند راه را
7
من صبر بیش از این نتوانم ز روی او
چند احتمال کوه توان بود کاه را؟
8
ای خفته، کآه سینهٔ بیدار نشنوی
عیبش مکن که درد دلی باشد آه را
9
سعدی حدیث مستی و فریاد عاشقی
دیگر مکن که عیب بود خانقاه را
10
دفتر ز شعر گفته بشوی و دگر مگوی
الا دعای دولت سلجوقشاه را
11
یارب دوام عمر دهش تا به قهر و لطف
بدخواه را جزا دهد و نیکخواه را
12
واندر گلوی دشمن دولت کند چو میخ
فراش او طناب در بارگاه را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را

جوید برای خفتن خود خوابگاه را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 43

از باده چون کند عرق آلود ماه را

در چشم آفتاب بسوزد نگاه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 733

رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را

دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 734

طاعت کند سرشک ندامت گناه را

ریزش سفید می کند ابر سیاه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 735

رفتم ز راه دل خس و خار گناه را

کردم به آه همچو کف دست راه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 736

تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را

صد منت است بر دل عاشق گناه را

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 21

نور تو وانمود سپید و سیاه را

دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 40

هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 43

از چاه غبغبش به درآورده ماه را

بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 44

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور