غزل شمارهٔ 43
Toggle stanza 1هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را
شاید که شرم ذلت ما را گران خرند
آن جا که خرمنی است بها برگ کاه را
مطرب ره سماع به آهنگ می زند
صوفی خانقاه غلط کرده راه را
آن عارفان که در رمضان باده می خورند
بینند در زلال قدح عکس ماه را
معراج ما نهایت افتادگی بود
در عشق قرب سدره بود قعر چاه را
آن جا که بی تفاوتی وسع رحمت است
بدخواه انفعال دهد نیک خواه را
عشق آمد و به خرقه پشمین فروختیم
تشریف شاه اکبر و عباس شاه را
کردیم خاک مسکنت و نیستی به سر
تعظیم صدر و منزلت بارگاه را
سرگشته اند خلق «نظیری » بیا که ما
روشن کنیم زمزمه خانقاه را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را
جوید برای خفتن خود خوابگاه را
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 43
آن روی بین که حسن بپوشید ماه را
وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه
از باده چون کند عرق آلود ماه را
در چشم آفتاب بسوزد نگاه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 733
رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 734
طاعت کند سرشک ندامت گناه را
ریزش سفید می کند ابر سیاه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 735
رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
کردم به آه همچو کف دست راه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 736
تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
صد منت است بر دل عاشق گناه را
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 21
نور تو وانمود سپید و سیاه را
دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 40
از چاه غبغبش به درآورده ماه را
بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 44
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

