Toggle stanza 1
کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
1

کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است

بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است

2

چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق است

چه روی بینی از آیینه ای که در زنگ است

3

هزار پاره کنم جان مگر که در گنجد

که چشم خوبان همچون دهان شان تنگ است

4

رها کنید که تن در دهم به بدنامی

که نام نیک در آیین عاشقی ننگ است

5

سماع در دل من کار کرد و سینه بسوخت

هنوز مطرب ما را ترانه در چنگ است

6

تو، ای صنم، که مرا در دلی چه سود ازان

که در میان من و دل هزار فرسنگ است

7

به جنگ تیغ مکش، سر به آشتی برگیر

که حاصل است به صلحت هر آنچه در جنگ است

8

به خشم می روی و در تو کی رسد خسرو

که ره دراز و قدم سست و بارگی لنگ است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است

ز خواب ناز سرم چون‌گهر ته سنگ است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 509

مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است

ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 134

دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71

حضور سوخته عشق در دل تنگ است

که آرمیده بود تا شرار در سنگ است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1703

گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است

سهیل سیب زنخدان شراب گلرنگ است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1704

رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است

به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 30

مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است

کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 67

چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است

که آستانه بیابان و گام فرسنگ است

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 106

شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است

هوای باده ساقی و نفحه چنگ است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 329

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور