غزل شمارهٔ 328
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است
بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است
چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق است
چه روی بینی از آیینه ای که در زنگ است
هزار پاره کنم جان مگر که در گنجد
که چشم خوبان همچون دهان شان تنگ است
رها کنید که تن در دهم به بدنامی
که نام نیک در آیین عاشقی ننگ است
سماع در دل من کار کرد و سینه بسوخت
هنوز مطرب ما را ترانه در چنگ است
تو، ای صنم، که مرا در دلی چه سود ازان
که در میان من و دل هزار فرسنگ است
به جنگ تیغ مکش، سر به آشتی برگیر
که حاصل است به صلحت هر آنچه در جنگ است
به خشم می روی و در تو کی رسد خسرو
که ره دراز و قدم سست و بارگی لنگ است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دلم چو غنچه در آغوش عافیت تنگ است
ز خواب ناز سرم چونگهر ته سنگ است
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 509
مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است
ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 134
دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71
حضور سوخته عشق در دل تنگ است
که آرمیده بود تا شرار در سنگ است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1703
گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است
سهیل سیب زنخدان شراب گلرنگ است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1704
رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 30
مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 67
چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
که آستانه بیابان و گام فرسنگ است
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 106
شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
هوای باده ساقی و نفحه چنگ است
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 329
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

