Toggle stanza 1
شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است
1

شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است

هوای باده ساقی و نفحه چنگ است

2

بیا و بند قبا باز کن دمی بنشین

که عقل در بر من چون قبای تو تنگ است

3

اگر ز غمزه بدآموز می کند، مشنو

از آنکه در سر او صد هزار نیرنگ است

4

شمایل تو مرا کشت وین همه فتنه

ازان کلاه کژ و تکمه شکر رنگ است

5

مکن ز سنگدلی جور بر من مسکین

که آخر این دل مسکین دل است، نه سنگ است

6

ز دست خسرو مسکین پیاله ای بستان

که او غلام شهنشاه هفت اورنگ است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است

ز خواب ناز سرم چون‌گهر ته سنگ است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 509

مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است

ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 134

دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71

حضور سوخته عشق در دل تنگ است

که آرمیده بود تا شرار در سنگ است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1703

گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است

سهیل سیب زنخدان شراب گلرنگ است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1704

رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است

به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 30

مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است

کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 67

چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است

که آستانه بیابان و گام فرسنگ است

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 106

کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است

بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 328

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور