غزل شمارهٔ 134

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است
1

مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است

ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است

2

دلم ضعیف و ز هر سو ملامتی چه کنم

که شیشه نازک و هر جا که می روم سنگ است

3

مکن به حلقه ما ذکر رشته تسبیح

که گوش مجلسیان بر بریشم چنگ است

4

به عرصه چمن و صحن باغ نگشاید

دلی که غنچه وش از هجر گلرخی تنگ است

5

ز صلح و جنگ کسانم غم تو فارغ ساخت

نه با کسم سر صلح و نه طاقت جنگ است

6

به قدر آینه حسن تو می نماید روی

دریغ کآینه ما نهفته در زنگ است

7

مبین دو رنگی رخسار و اشک جامی را

که در طریق محبت همیشه یکرنگ است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است

بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 328

شکوفه غالیه بو گشت و باغ گل رنگ است

هوای باده ساقی و نفحه چنگ است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 329

دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است

ز خواب ناز سرم چون‌گهر ته سنگ است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 509

دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71

حضور سوخته عشق در دل تنگ است

که آرمیده بود تا شرار در سنگ است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1703

گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است

سهیل سیب زنخدان شراب گلرنگ است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1704

رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است

به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 30

مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است

کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است

عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 67

چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است

که آستانه بیابان و گام فرسنگ است

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 106

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور