غزل شمارهٔ 133
Toggle stanza 1باز در بزم غمت نعره نوشانوش است
11
باز در بزم غمت نعره نوشانوش است
عقل حیران و خرد واله و جان مدهوش است
22
نرسد خسته دلان را ز تو جز نیش ستم
گرچه جام لب لعل تو لبالب نوش است
33
اشک گرمم ز تف خون دل آید در چشم
بس که در آتش شوق تو دلم در جوش است
44
کسوت خواجگی و خلعت شاهی چه کند
هر که را غاشیه بندگیت بر دوش است
55
بر سر بستر اندوه دهم جان آخر
چون مرا شاهد مقصود نه در آغوش است
66
می گذشتی و به خود زمزمه ای می کردی
عمرها شد که مرا لذت آن در گوش است
77
قصه عشق تو جامی ز کسان چون پوشد
چهره گویاست اگر چند زبان خاموش است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

