غزل شمارهٔ 151
شاعر: جامی
Toggle stanza 1دوش در حلقه زلف تو دلم جا میکرد
دوش در حلقه زلف تو دلم جا میکرد
هردم از هر شکن آن گرهی وامیکرد
هر گره را که از آن حلقه گشادی میداد
پرتو دیگر از آن روی تماشا میکرد
چشمش از نور جمال تو جلایی مییافت
جلوهای خوبتر از پیش تمنا میکرد
در مظاهر که طلسمات حکیم ازلند
طلب گنج گرانمایه اسما میکرد
چون از آن گنج گهر بهره خود برمیداشت
روی توحید در افراد مسمی میکرد
تیزبین گشته همه عین حقیقت میدید
هرچه عمری به وی ایما به من و ما میکرد
هر حکایت که درین مسئله جامی میگفت
نکتهای بود که روحالقدس املا میکرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 143
آن که منع من مخمور ز صهبا میکرد
لب میگون تو را کاش تماشا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3363
از دو عالم دل اگر رو به سویدا میکرد
سیر پرگار درین نقطه تماشا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3364
بیتو گر شاخ گلی دیده تماشا میکرد
مشق نظاره آن قامت رعنا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3365
حسن آن روز که آیینه مصفا میکرد
عشق در پرده زنگار تماشا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3366
در چمن جلوهگر آن قامت رعنا میکرد
ناله فاخته را سرو دو بالا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3367
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

