غزل شمارهٔ 151

Toggle stanza 1
دوش در حلقه زلف تو دلم جا می‌کرد
1

دوش در حلقه زلف تو دلم جا می‌کرد

هردم از هر شکن آن گرهی وامی‌کرد

2

هر گره را که از آن حلقه گشادی می‌داد

پرتو دیگر از آن روی تماشا می‌کرد

3

چشمش از نور جمال تو جلایی می‌یافت

جلوه‌ای خوب‌تر از پیش تمنا می‌کرد

4

در مظاهر که طلسمات حکیم ازلند

طلب گنج گران‌مایه اسما می‌کرد

5

چون از آن گنج گهر بهره خود برمی‌داشت

روی توحید در افراد مسمی می‌کرد

6

تیزبین گشته همه عین حقیقت می‌دید

هرچه عمری به وی ایما به من و ما می‌کرد

7

هر حکایت که درین مسئله جامی می‌گفت

نکته‌ای بود که روح‌القدس املا می‌کرد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor