Toggle stanza 1
چه لطف بود که شیرین شمایل من کرد
1

چه لطف بود که شیرین شمایل من کرد

که شب نزول کرامت به منزل من کرد

2

دعای اهل صفا کرده حرز بازوی خویش

نشست و ساعد سیمین حمایل من کرد

3

نهاد بر دل من دست و راحت از هر سو

ز دستیاری او روی با دل من کرد

4

هزارمشکلم از درد عشق در دل بود

به یک دو نکته لبش حل مشکل من کرد

5

چو شمع محفل من شد رخش چو پروانه

همای سدره نشین طوف محفل من کرد

6

مرا به رندی و مستی که طعنه زد زاهد

نه طعنه بود که شرح فضایل من کرد

7

شدم قتیل چو جامی و بهره مند مباد

ز عمر هر که نه تحسین قاتل من کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 152 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood