غزل شمارهٔ 3364
شاعر: صائب
Toggle stanza 1از دو عالم دل اگر رو به سویدا میکرد
از دو عالم دل اگر رو به سویدا میکرد
سیر پرگار درین نقطه تماشا میکرد
سادهلوحی که به دنبال دوا میگردد
کاش دریوزه درد از در دلها میکرد
بر چراغ نفسش دست حمایت میشد
برق اگر با خس و خاشاک مدارا میکرد
تازه گرداندن احرام سفر مطلب بود
روی در ساحل اگر موج ز دریا میکرد
گر ز افتادگی این راه نمیشد کوتاه
دوری کعبه مقصود چه با ما میکرد
آب حیوان که سکندر ز سیاهی میجست
بود آماده اگر رو به سویدا میکرد
سالک از دوری این راه خبر گر مییافت
توشه در گام نخستین ز کمر وا میکرد
خبر از سینه پرآبله خویش نداشت
آن که گوهر طلب از سینه دریا میکرد
آب میگشت به چشم دل پرآبلهام
هرکه از کار دل خود گرهی وا میکرد
زاهد خشک ز درد طلب آگاه نبود
ور نه تسبیح خود از آبله پا میکرد
منت جان مکش از خلق که در شب خفاش
جلوه از خجلت جانبخشی عیسی میکرد
داشت از شاه سخنسنج امید تحسین
صائب آن روز که این خوش غزل انشا میکرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دوش در حلقه زلف تو دلم جا میکرد
هردم از هر شکن آن گرهی وامیکرد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 151
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 143
آن که منع من مخمور ز صهبا میکرد
لب میگون تو را کاش تماشا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3363
بیتو گر شاخ گلی دیده تماشا میکرد
مشق نظاره آن قامت رعنا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3365
حسن آن روز که آیینه مصفا میکرد
عشق در پرده زنگار تماشا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3366
در چمن جلوهگر آن قامت رعنا میکرد
ناله فاخته را سرو دو بالا میکرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3367
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

