باب

خردنامه اسکندری

Khirad-nameh-ye Iskandari

نظمیں

بخش 51داستان رسیدن سکندر در سفر دریا به فرشته کوه قاف و طلب نصیحت از وی

46 اشعار

بخش 52حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان

41 اشعار

بخش 53ظاهر شدن علامات وفات بر اسکندر و مکتوب نوشتن وی به سوی مادر

93 اشعار

بخش 54داستان وصیت کردن اسکندر که دستش را بعد از وفات از تابوت بیرون گذارند تا تهیدستی وی بر همه کس ظاهر شود

23 اشعار

بخش 55حکایت آن حکیم که با زن گفت هر چه نفقه کردی بهره تو آن است و آنچه برای خود گذاشتی نصیب دیگران است

12 اشعار

بخش 56داستان وفات اسکندر و ندبه حکیمان بر وی

22 اشعار

بخش 57ندبه حکیم اول

10 اشعار

بخش 58ندبه حکیم دوم

10 اشعار

بخش 59ندبه حکیم سوم

6 اشعار

بخش 60ندبه حکیم چهارم

4 اشعار

بخش 61ندبه حکیم پنجم

5 اشعار

بخش 62ندبه حکیم ششم

3 اشعار

بخش 63ندبه حکیم هفتم

2 اشعار

بخش 64ندبه حکیم هشتم

4 اشعار

بخش 65ندبه حکیم نهم

3 اشعار

بخش 66ندبه حکیم دهم

2 اشعار

بخش 67داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش را

27 اشعار

بخش 68تعزیت گفتن حکیم اول

11 اشعار

بخش 69تعزیت گفتن حکیم دوم

11 اشعار

بخش 70تعزیت گفتن حکیم سوم

11 اشعار

بخش 71تعزیت گفتن حکیم چهارم

11 اشعار

بخش 72تعزیت گفتن حکیم پنجم

11 اشعار

بخش 73عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان را

11 اشعار

بخش 74تعزیت نامه ارسطو به مادر اسکندر

30 اشعار

بخش 75جواب نوشتن مادر اسکندر نامه ارسطو را

32 اشعار

بخش 76در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رود

46 اشعار

بخش 77حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخی

17 اشعار

بخش 78به ختم پنجمین انگشت از پنجه ا ین کتب پنجگانه که دست قوی بازوان را تاب می دهد به خاتم خاتمه

31 اشعار