بخش 71 - تعزیت گفتن حکیم چهارم
Toggle stanza 1ازین گفت و گو چون سیم لب بدوخت
11
ازین گفت و گو چون سیم لب بدوخت
چهارم چراغ نصیحت فروخت
22
نخست از دعا کرد آغاز پند
که ای با خرد پند بخرد پسند
33
چو ایزد به دل تخم صبرت نهاد
بر این کشت بارنده ابرت نهاد
44
هر آن مضطرب کش نه آرامش است
به آرامشش آخر انجامش است
55
درین تیز رو گنبد با سکون
قدمگاه هر جنبش آمد سکون
66
ز جان هر چه جنبد درین پهن دشت
به تسکین مرگش بود بازگشت
77
بدین دایره هر که پا در نهد
چو دورش به آخر رسد سر نهد
88
چو بر صید خنجر زنی در شکار
ز اول بود جنبش آخر قرار
99
سپاس فراوان خداوند را
که کرد این کرامت خردمند را
1010
که بیند در آغاز انجام خویش
برون ننهد از حکم آن گام خویش
1111
شکیبی که انجام هر ماتم است
مر او را در آغاز آن همدم است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

