بخش 70 - تعزیت گفتن حکیم سوم
Toggle stanza 1حکیم دوم چون لب از نطق بست
11
حکیم دوم چون لب از نطق بست
سیم این شکر طوطی آسا شکست
22
که ای عرش بلقیس فرش درت
مه و مهر ازان خشت سیم و زرت
33
سکندر اگر عمر بر باد داد
به اقبال تو ملکش آباد باد
44
رسد بانگ ازین طارم زرنگار
که سخت است داغ جدایی ز یار
55
وز آن سخت تر ناسپاسی بود
که بیرون ز یزدان شناسی بود
66
به آن دامن یار ناید به کف
شود نیز مزد مصیبت تلف
77
چه زیرک بود هر که زین درد سخت
کشد بر در صبر و آرام رخت
88
نه تلخ از جزع گردد امروز و شور
نه از مزد ماند در آینده دور
99
بحمدالله ای آگه از خوب و زشت
که باشد تو را آگهی در سرشت
1010
ز افراط و تفریط خاطر تهی
روی راست بر موجب آگهی
1111
همی رو بر این سیرت مستقیم
همی زی ز آفات گیتی سلیم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

