غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1101اگر نظّاره‌ گل می‌توان کرد

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1102ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکرد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1103دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه‌کرد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1104حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1105بی فقر آشکار نگردد عیار مرد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1106عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مرد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1107پیکرم چون تیشه تا از جان‌ کنی یاد آورد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1108پای طلب دمی‌که سر از دل برآورد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1109زین شیشهٔ ساعت ‌که مه و سال برآورد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1110عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت به‌در آورد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1111ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1112اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1113دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1114تا ساز نفسها کم مضراب نگیرد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1115گر شوق پی مطلب نایاب نگیرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1116به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1117من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیرد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1118تدبیر عنان من پر شور نگیرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1119اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیرد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1120فسردگیهای ساز امکان ترانه‌ام را عنان نگیرد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1121دل به خرسندی اگر ترک هوس می‌گیرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1122غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1123نه هستی از نفس‌هایم شمار ناله می‌گیرد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1124راه فضولی ما هم در ازل حیا زد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1125چنین‌گر طیع‌بیدر‌ت‌به‌خورد و خواب‌می‌سازد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1126نفس ‌با یک‌ جهان وحشت به‌ خاک‌ و آب می‌سازد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1127چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس می‌سازد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1128تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زد

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1129حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1130زبان به‌کام خموشی‌ کشد بیانش و لرزد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1131روزی ‌که قضا سر خط آفاق رقم زد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1132جام غرور کدام رنگ توان زد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1133آنکه ما را به جفا سوخته یا می‌سوزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1134دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1135تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1136به این عجزم چه ز خاک حیاپرورد برخیزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1137چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1138چوگوهر قطره‌ام تاکی به آب افتدکه برخیزد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1139چه غفلت یارب از تقریر یأس انجام می‌خیزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1140بهار حیرت‌ست اینجا نه‌گل نی جام می‌خیزد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1141به این ضعفی ‌که جسم زارم از بستر نمی‌خیزد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1142نشئه دودی است‌ که از آتش می می‌خیزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1143تبسم هرکجا رنگ سخن زان لعل تر ریزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1144وداع‌ کلفتم تا گل‌ کند چاک جگر ریزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1145خرد به عشق‌ کند حیله‌ساز جنگ و گریزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1146مباش غره به سامان این بنا که نریزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1147به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1148به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1149خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1150باز اشکم به خیالت چه فسون می‌ریزد

9 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان