صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »طریق التحقیق
  3. »بخش 66 - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین

بخش 66 - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آن شنیدی که از سر سوزی

گفت عیسی به همرهان روزی

2

زین جهان دل به طبع بردارید

مهر او جمله کینه انگارید

3

که جهان زودسیر و بد مهر است

همه خاری ست اگر چه‌گلچهراست

4

همه معشوقه‌ایست عاشق کش

عاشق او خرد ندارد و هش

5

دایه‌ای دان که هر که را پرورد

خون پرورده را بریخت و بخورد

6

تا جهان است کارش این بوده‌است

رسم و آیینش اینچنین بوده است

7

آن کزو زاد و آنکه از تو بزاد

هر دو راکشت و تو بدو شده شاد

8

او به آزردنت چنین مایل

تو درو بسته دل زهی غافل‌!

9

دل منه بر جهان‌که آن نه نکوست

اوترا دشمن و تو او را دوست

10

گر بمانی در این جهان صد سال

بی غم و رنج جفت نعمت و مال‌،

11

روزی آید که دلفگار شوی

خستهٔ زخم روزگار شوی

12

چیست‌ نام جهان سرای مجاز

در سرای مجاز جای مساز

13

کار و بار جهانیان هوس است

وین همه طمطراق یک نفس است

14

من بر این کار و بار می‌خندم

دل در این روزگار چون بندم

15

چون ندانی‌که چند خواهی زیست

این همه طمطراق بیهده چیست‌؟

16

از پی یک دو روزه عمر قصیر

چند هیزم کشی به قعر سعیر؟

17

زین جهانت بدان جهان سفرست

گذرت راست بر پل سقرست

18

غم این ره نمی‌خوری چه کنم‌؟

هیمه با خود همی بری چه‌کنم‌؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رنگ و بویی که در جان بینی

گر همه سود وگر زیان بینی

سنایی»طریق التحقیق»بخش 65 - اولئک کالانعام بل هم اضل واُ‌ولئک هم الغافلون

اگلی نظم

روزی از روزها به راهگذر

خرکی بر دکان آهنگر

سنایی»طریق التحقیق»بخش 67 - وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ علی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاً

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور