صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
  4. »بخش 7 - خواب عبداللّٰه بن عمر بن الخطّاب

بخش 7 - خواب عبداللّٰه بن عمر بن الخطّاب

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

دید یک شب به خواب عبداللّٰه

پدر خویش را عُمر ناگاه

22

گفت یا میر عادل خوش خوی

حال خود با من این زمان برگوی

33

با تو ایزد چه کرد بر گو حال

بعد از این مدّت دوازده سال

44

گفت از آن روز باز تا امروز

در حسابم کنون شدم پیروز

55

کار من صعب بود با غم و درد

عاقبت عفو کرد و رحمت کرد

66

گوسفندی ضعیف در بغداد

رفت بر پول و ناگهان بفتاد

77

گشت رنجور و پای وی بشکست

صاحب وی به دامنم زد دست

88

گفت انصاف من بده بتمام

که تو بودی امیر بر اسلام

99

تا به امروز من دوازده سال

بوده‌ام مانده در جواب سؤال

1010

ای ستوده شه نکو کردار

باز پرسند از تو این مقدار

1111

چون چنین بُد خطاب با عمری

چه رود روز حشر با دگری

1212

هان و هان تاز خود نگردی مست

ورنه گردی به روز محشر پست

1313

ای ز انصاف ملک دلکش‌تر

همه کس بر تو خوش رهی خوشتر

1414

آنت خواهم که هرکجا پویند

همه نیکان ترا نکو گویند

1515

بهر رغم ستم‌گرایان را

الکنی کن عمرستایان را

1616

عدل عمّر چو ظلم با عدلت

بذل حاتم چو بخل با بذلت

1717

عدل تایید جاه شاه بُوَد

غبغب اندر گلو چه جاه بود

1818

آن چنان داد کن که از پی داد

کس ز عدل عُمر نیارد باد

1919

خوش بود خاصه از جهانگیران

رحمت طفل و حرمت پیران

2020

آن چنان باد پادشاهی تو

که نخواهد عدوت و خواهی تو

2121

دولتت با دوام مقرون باد

سایل درگه تو قارون باد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ز انصاف و عدل بالاتر

از عُلا رای تست والاتر

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 6 - فی تنبیه الملک و کلمة الحق بغیر المداهنة

اگلی نظم

آن شنودی که بود چون در خورد

آنچه با میر ماضی آن زن کرد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 8 - حکایت زن دادخواه با سلطان محمود

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور