صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
  4. »بخش 25 - در حلم پادشاه و احتمال از زیردستان

بخش 25 - در حلم پادشاه و احتمال از زیردستان

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بشنو تا ابوحنیفه چه گفت

صفّهٔ عقل خویش را چون رُفت

2

که سفیهی چو داد دشنامش

گشت خامش ز گفتن خامش

3

گفت از این ژاژ او چه آزارم

آنچه او گفت بیش بنگارم

4

گر چنانم بشویم آن از خود

ورنه‌ام با بدی چه گویم بَد

5

زو بهم چونکه عیب خود جویم

ورنه چه او چه من که بد گویم

6

مرد دین‌دار همچنین باشد

کز برون وز درونش دین باشد

7

نه خرد جُستن مراد خودست

از دو بد به گزین کنی خردست

8

گرچه با خام طبع تو نپزد

تو چنان زی برو که از تو سزد

9

گر کسی عیب تو کند بشنو

وآنچه عیبست جملگی بدرو

10

باغ دل را تو از بدی کن پاک

تا برآید نهال تو چالاک

11

گر کند عیب از دو بیرون نیست

یا بُوَد یا نه بر دو رای مایست

12

گر بود عیب آن ز خود بدرَو

ور نباشدت آن سخن به دو جو

13

گر تو معیوبی آن بشو از هوش

ور نه‌ای ژاژ او میار به گوش

14

خلق اگر در تو خست ناگه خار

تو گل خویش ازو دریغ مدار

15

آنکه دشنام دادت از سرِ خشم

خاک پایش گزین چو سرمهٔ چشم

16

وانکه بد گفت نیکویی گویش

ور نجوید ترا تو می‌جویش

17

آنکه زَهرت دهد بدو ده قند

وانکه از تو بُرد درو پیوند

18

وانکه سیمت نداد زر بخشش

وانکه پایت برید سر بخشش

19

همه را در محلّ خویش بدار

هیچ‌کس را ز خوی بد مازار

20

تا بوی در کنار وصل و فراق

دفتری از مکارم الاخلاق

21

هست در دین و ملک ظلم و محال

همچو در جسم و جان و با و وبال

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همه خلق آنچه ماده وانچه نرند

از درون خازنان یکدگرند

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 24 - در پند و نصیحت پادشاه گوید

اگلی نظم

شاه چون بستد از رعیّت نان

نقد شد کلّ من علیها فان

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 26 - در عدالت و ستم ناکردن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور