صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
  4. »بخش 17 - حکایت

بخش 17 - حکایت

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شحنه‌ای در دهی شبی سرمست

پای مرغ معلّمی بشکست

2

روز دیگر معلّم بی‌دین

پیش بت رفت تا کند نفرین

3

وین سخن گشت منتشر در ده

باز گفتند این سخن کِه و مِه

4

برد صاحب خبر به نوشروان

قصّهٔ مرغ و شحنه و رُهبان

5

کس فرستاد از آنِ خویش به راه

تا بیاورد هردو را برِ شاه

6

بار داد و به جای خود بنشست

دل و جان اندرین سخن پیوست

7

هردو را پیش خواند و مرغ بخواست

شحنه را گفت اگر نگویی راست

8

گنه مرغ بی‌زبان ز چه بود

من برآرم ز روزگار تو دود

9

آنکه جان دارد و زبانش نیست

تو چه دانی که رنج جانش نیست

10

بشنو از من تو این سخن به درست

هان و هان تا نگیری این را سست

11

آن یکی پای او چو پای تو بود

ایزد از من شود بدان خشنود

12

که کنم پای تو چو پایش خُرد

خون شحنه به تن درون بفسرد

13

گرز انداخت ناگهان از دست

شحنه را هر دو پای خُرد شکست

14

برگرفتند شحنه را از جای

در سرِ دست خویش کرده دو پای

15

شد معلم خجل ز کردهٔ خویش

از خجالت فکند سر در پیش

16

از مکافات زی جزا پرداخت

راهب شور بخت را بنواخت

17

عوض مرغ بره‌ای دادش

بر معلّم پدید شد دادش

18

تا قیامت ز عدل نوشروان

یاد از آن آورند پیر و جوان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روزی از روزها به وقت بهار

رفت محمود زاولی به شکار

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 16 - حکایت در عدل و سیاست و جود پادشاه

اگلی نظم

آن شنیدی که در دهی پیری

خورد ناگه ز شحنه‌ای تیری

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 18 - فی معانی القاضی الجاهل الظالم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور