سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 150غزل شمارهٔ 150شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر کو به خرابات مرا راه نمایدزنگ غم و تیمار ز جانم بزداید2نقل کریںره کو بگشاید در میخانه به من بر؟ایزد درِ فردوس بَرو بر بگشاید3نقل کریںای جمعِ مسلمانان! پیران و جوانان!در شهر شما کس را خود مزد نباید4نقل کریںگویند: «سنایی را شد شرم به یک باررفتن به خرابات ورا شرم نیاید»5نقل کریںدایم به خرابات مرا رفتن از آنستکالا به خرابات مرا دل نگشاید6نقل کریںمن میروم و رفتن و خواهم رفتنکمتر غمم اینست که گویند نشاید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر کو به راه عاشقی اندر فنا شودتا رنج وقت او همه اندر بلا شودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 149اگلی نظمجمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنیدباده نهانی خورید، بانگ جرس کم کنیدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 151زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاندی که امیر ما باز آید پیروزمرگ از پس دیدنش روا باشد و شایدرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 51چون بر رخ ما عکس جمال تو برآیدبر چهره ما خاک چو گلگونه نمایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 653با روی تو آیینه روشن چه نمایدبی چهره گلرنگ تو از گل چه گشایدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4423آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر کو به راه عاشقی اندر فنا شودتا رنج وقت او همه اندر بلا شودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 149
اگلی نظمجمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنیدباده نهانی خورید، بانگ جرس کم کنیدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 151