سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 149غزل شمارهٔ 149شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اشودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر کو به راه عاشقی اندر فنا شودتا رنج وقت او همه اندر بلا شود22نقل کریںآری بدین مقام نیارد کسی رسیدتا همتش بریده ز هر دو سرا شود33نقل کریںراهیست بلعجب که درو چون قدم زنیکمتر منازلش دهن اژدها شود44نقل کریںبی چون و بی چگونه رهی کاندر و قدمگاهی زمین تیره و گاهی سما شود55نقل کریںدر منزل نخستین مردم ز نام و ننگاز روزگار مذهب و آیین جدا شود66نقل کریںهر کس نشان نیافت از این راه بر کرانآن مرد غرقه گشته به دریا کجا شود77نقل کریںدر کوی آدمی نتوان جست راه دینکاندر نسب عقیدهٔ مردم دو تا شود88نقل کریںزاندر که آمدی به همان بایدت شدنپس جز به نیستی نسب تو خطا شود99نقل کریںصحرا مشو که عیب نهانست در جهانور عیب غیب گردد عاشق فنا شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که در بند خویشتن نبودوثن خویش را شمن نبودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 148اگلی نظمهر کو به خرابات مرا راه نمایدزنگ غم و تیمار ز جانم بزدایدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 150◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںطغیان نفس بیش به وقت غنا شودمار ضعیف بر سر گنج اژدها شودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4255در گلشنی که بند قبای تو وا شودچندین هزار پیرهن گل قبا شودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4257◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمهر کو به خرابات مرا راه نمایدزنگ غم و تیمار ز جانم بزدایدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 150