صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 390

غزل شمارهٔ 390

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از ماه‌رخی نوش‌لبی شوخ‌بلایی

هر روز همی بینم رنجی و عنایی

2

شکرست مر آن را که نباشد سر و کارش

با پاک‌بری عشوه‌دهی شوخ‌دغایی

3

گویی که ندارد به جهان پیشهٔ دیگر

جز آن که کند با من بیچاره جفایی

4

تا چند کند جور و جفا با من عاشق

ناکرده به جای من یک روز وفایی

5

تا چند کشم جورش من بنده به دعوا؟

یعنی که همی آیم من نیز ز جایی

6

دانم که خلل ناید در حشمت او را

گر عاشق او باشد بیچاره گدایی

7

گر جامه کنم پاره و گر بذل کنم دل

گوید که مرا هست درین هر دو ریایی

8

خورشید رخ‌ست او و سنایی را زان چه

چون نیست نصیب او هر روز ضیایی؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی

از محنت تو نیست مرا روی رهایی

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 389

اگلی نظم

ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی

برخاسته از راه تو چونی و چرایی

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

خون دلم آید ز دو دیده به روایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1898

حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی

مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2804

ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی

چون آبله صحرایی و چون ناله هوایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2811

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 976

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 128

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

جان را و جهان را شکفانی و فزایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2628

امروز سماع است و مدام است و سقایی

گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2635

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2642

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

محبوب منی با همه جرمی و خطایی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 508

از دست کسی بستده هر روز عطایی

معذور بدارندش یک روز جفایی

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 75

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور