شاعر: سنایی
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وانگه مدام در ده مست مدام گردان
بر ما چو از لطافت مل را حلال کردی
بر خصم ما ز غیرت گل را حرام گردان
دارالغرور ما را دارالسرور کردی
درالملام ما را دارالسلام گردان
خامند و پخته مانا تو دو شراب داری
در خام پخته گردان در پخته خام گردان
ناهید زخمهزن را از لحنه سیر کردی
بهرام تیغزن را از جام رام گردان
ما را به نام خود کن زان پس چنانکه خواهی
یا هوشیار دفتر یا مست جام گردان
اکنون که روی ما را از غم چو کاه کردی
از عکس روی می را بیجاده فام گردان
خواهی که نسر طایر پران به دامت افتد
از جزع دانه کردی از مشک دام گردان
گمنام کرد ما را یک جام بادهٔ تو
در ده دو جام دیگر ما را چو نام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نخیزد ای جان
هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
خواهی که گر سنایی گردد سمایی از عز
پیش غلام و دربان او را غلام گردان
زمین
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وآنگه مدام درده ما را مدام گردان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2033
یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
در ملک بی نشانی خود را به نام گردان
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6433
ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
دامان غم فراخ است دوری تمام گردان
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 476
فارسی متن کا ماخذ: گنجور