صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 139 - در نعت امام هشتم (ع)

قصیدهٔ شمارهٔ 139 - در نعت امام هشتم (ع)

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

دین را حرمیست در خراسان

دشوار ترا به محشر آسان

22

از معجزه‌های شرع احمد

از حجت‌های دین یزدان

33

همواره رهش مسیر حاجت

پیوسته درش مشیر غفران

44

چون کعبه پر آدمی ز هر جای

چون عرش پر از فرشته هزمان

55

هم فر فرشته کرده جلوه

هم روح وصی درو به جولان

66

از رفعت او حریم مشهد

از هیبت او شریف بنیان

77

از دور شده قرار زیرا

نزدیک بمانده دیده حیران

88

از حرمت زایران راهش

فردوس فدای هر بیابان

99

قرآن نه درو و او اولی‌الامر

دعوی نه و با بزرگ برهان

1010

ایمان نه و رستگار ازو خلق

توبه نه و عذرهای عصیان

1111

از خاتم انبیا درو تن

از سید اوصیا درو جان

1212

آن بقعه شده به پیش فردوس

آن تربه به روضه کرده رضوان

1313

از جملهٔ شرطهای توحید

از حاصل اصلهای ایمان

1414

زین معنی زاد در مدینه

این دعوی کرده در خراسان

1515

در عهدهٔ موسی آل جعفر

با عصمت موسی آل عمران

1616

مهرش سبب نجات و توفیق

کینش مدد هلاک و خذلان

1717

مامون چو به نام او درم زد

بر زر بفزود هم درم زان

1818

هوری شد هر درم به نامش

کس را درمی زدند زینسان

1919

از دیناری همیشه تا ده

نرخ درمی شدست ارزان

2020

بر مهر زیاد آن درمها

از حرمت نام او چو قرآن

2121

این کار هر آینه نه بازیست

این خور بچه گل کنند پنهان

2222

زرست به نام هر خلیفه

سیمست به ضرب خان و خاقان

2323

بی‌نام رضا همیشه بی‌نام

بی‌شان رضا همیشه بی‌شان

2424

با نفس تنی که راست باشد

چون خور که بتابد از گریبان

2525

بر دین خدا و شرع احمد

بر جمله ز کافر و مسلمان

2626

چون او بود از رسول نایب

چون او سزد از خدای احسان

2727

ای مامون کرده با تو پیوند

وی ایزد بسته با تو پیمان

2828

ای پیوندت گسسته پیوند

و آن پیمانت گرفته دامان

2929

از بهر تو شکل شیر مسند

درنده شده به چنگ و دندان

3030

آنرا که ز پیش تخت مامون

برهان تو خوانده بود بهتان

3131

یا درد جحود منکرش را

اقرار دو شیر ساخت درمان

3232

از معتبران اهل قبله

وز معتمدان دین دیان

3333

کس نیست که نیست از تو راضی

کس نیست که هست بر تو غضبان

3434

اندر پدرت وصی احمد

بیتیست مرا به حسب امکان

3535

تضمین کنم اندرین قصیده

کین بیت فرو گذاشت نتوان

3636

ای کین تو کفر و مهرت ایمان

پیدا به تو کافر از مسلمان

3737

در دامن مهر تو زدم دست

تا کفر نگیردم گریبان

3838

اندر ملک امان علی راست

دل در غم غربت تو بریان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چرخ نارد به حکم صدر دوران

جان نزاید به سعی چار ارکان

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 138 - در مدح محمد تکین بغراخان

اگلی نظم

ای سنایی ز آستان نتوان شدن بر آسمان

زان که روحانی رود بر آسمان از آستان

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 140

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دیر آمده‌ای مرو شتابان

ای رفتن تو چو رفتن جان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1920

ما شادتریم یا تو ای جان

ما صافتریم یا دل کان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1922

بازآمد آستین فشانان

آن دشمن جان و عقل و ایمان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1925

برخیز و صبوح را برنجان

ای روی تو آفتاب رخشان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1933

ای کودک خوبروی حیران

در وصف شمایلت سخندان

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 446

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 447

از خجلت این گنه که عفوش

بر توست نه بر عطای یزدان

عرفی»قطعات»شمارهٔ 33 - اعتذار

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور