سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 138غزل شمارهٔ 138شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: یدبایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای یار بی تکلف ما را نبید بایدوین قفل رنج ما را امشب کلید باید22نقل کریںجام و سماع و شاهد حاضر شدند باریوین خرقههای دعوی بر هم درید باید33نقل کریںایمان و زاهدی را بر هم شکست بایدزنار جاحدی را از جان خرید باید44نقل کریںاز روی آن صنوبر ما را چراغ بایدوز زلف آن ستمگر ما را گزید باید55نقل کریںجامی بهای جانی بستان ز دست دلبرآمد مراد حاصل اکنون مرید باید66نقل کریںچون مطربان خوشدل گشتند جمله حاضرپایی بکوفت باید بیتی شنید باید77نقل کریںای ساقی سمنبر در ده تو بادهٔ ترزیرا صبوح ما را «هل من مزید» باید88نقل کریںاز بادهٔ تو مستند ای دوست این عزیزانرنج و عنای مستان اکنون کشید باید99نقل کریںسالی برفت ناگه روزی دو عید دیدماین هر دو عید امروز خوشتر ز عید باید1010نقل کریںاز بوستان رحمت حالی کرانه جوییدچون در سرای همت میآرمید باید1111نقل کریںاز گفتن عبارت گر عبرتی نگیریدر گردن اشارت معنی گزید باید1212نقل کریںتا در مکان امنی خر پشته زن فرود آیچون وقت کوچ آمد نایی دمید باید1313نقل کریںگر بایدت که بویی آنجا گل عنایتاینجا گل ریاست میپژمرید باید1414نقل کریںای شکر شگرفی در گفتگوی معنیگر لب شفات آرد آخر بدید باید1515نقل کریںهر چند دیر مانی آخر برفت بایدچون شکری بخوردی زهری چشید باید1616نقل کریںبفروخته خریدی آورده را ببردییاری چه دیدهای تو زین پس چه دید باید1717نقل کریںچون لاله گر بخندی عمرت کرانه جویدچون شمع اگر بگریی حلقت برید باید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شودقطرهها گردد ز راه دیدگان بیرون شودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137اگلی نظمترا باری چو من گر یار بایدازین به مر مرا تیمار بایدسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 139◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںوقتی خوش است ما را، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید بایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 858چون رنگ می زمینا بیرون دوید بایدنه پرده فلک از هم دریدبایدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4477◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شودقطرهها گردد ز راه دیدگان بیرون شودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137
وقتی خوش است ما را، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید بایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 858